
موفق باشید

به رسم لاله ها مردن چه زیباست
به پرواز آمدن تا کهکشان ها
در آغوش خدا مردن چه زیباست
من بی خبر و تو با خبر از حالم
از تير گنه شكسته باشد بالم
يك لحظه نمی بری مرا از خاطر
با آن كه دلت خون شده از اعمالم
مفسران در این پیوسته بودن و گسسته شدن زمین و آسمانها اختلاف نظرداشتهاند. بیشتر بر این نظر بودهاند که مقصود از به هم پیوستگی و گسسته شدن، همان گشوده شدن درهای آسمان و ریزش باران است، ففتحنا ابواب السماء بماءمنهمر (2) ،« درهای آسمان را با آبی ریزان گشودیم».
و نیز شکافتن زمین و روییدنگیاه، چنان چه میفرماید: ثم شققنا الارض شقا فانبتنا فیها حبا (3) ، «زمین را شکافتیم وپس در آن، دانه رویانیدیم».علامه طبرسی گوید:«و این معنا از دو امام(ابو جعفرباقر و ابو عبد الله صادق علیهما السلام روایتشده است (4) ،در«روضه کافی»روایتی ضعیفالسند از امام باقر علیه السلام است (5) و در تفسیر قمی روایتی که اتصال سندی ندارد ازامام صادق علیه السلام روایتشده است (6).
تفسیر دیگری در این باره شده که آسمانها و زمین ابتدا به هم پیوسته بودندسپس از هم جدا گشته و به این صورت در آمدهاند. چنان چه در سوره«فصلت»
میخوانیم: ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتااتینا طائعین.فقضاهن سبع سماوات (7) ، [خداوند]هنگامی که به آفرینش آسمان رویآورد،آسمانها به صورت دودی-توده گازی-بودند.آن گاه به زمین و آسمان فرمانداد که به صورت جدا از هم حضور یابند-چه بخواهند و چه بخواهند-(یعنی یکفرمان تکوینی بود)،آنها[به زبان حال]گفتند:فرمان پذیر آمدیم.سپس هفتآسمان را این چنین استوار ساخت».
مطلب مذکور در آیه فوق مبین یک حقیقت علمی است که دانش روز،کم و بیشبه آن پی برده است و آن این است که منشا جهان مادی به صورت یک توده گازیبوده است.بدین ترتیب واژه«دخان»در کلمات عرب،دقیقترین تعبیر از مادهنخستین ساختار جهان است.
مولا امیر مؤمنان-مکررا-در نهج البلاغه به همین حقیقت علمی که آیه کریمه بهآن اشارت دارد،تصریح فرموده است.در اولین خطبه نهج البلاغه-که دربارهآفرینش جهان است-میخوانیم:«ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء وسکائک الهواء...ثم فتق ما بین السماوات العلی فملاهن اطوارا من ملائکته،سپسخداوند فضاهای شکافته و کرانههای کافته و هوای به آسمان و زمین راه یافته راپدید آورد...آن گاه میان آسمانهای زبرین را بگشود و از گونه گون فرشتگان پرنمود».در خطبه 211 میفرماید:«ففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها،آنها را از همشکافت پس از آن که به هم پیوسته بودند».
علامه مجلسی-در شرح روضه کافی-پس از نقل دو روایتسابق الذکرمیفرماید:«این دو روایت،بر خلاف آن چیزی است که از مولا امیر مؤمنان علیه السلامرسیده است» (8).در این باره تفصیلا سخن گفتهایم (9).
و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم، که اینان از نشانههای آن روی گردانند».
بر مبنای آیه یاد شده،آسمان، بر فراز زمین و حتی دیگر کرات نیز، چون سقفی مستحکم، سپری محافظ در برابر خطرات ناشی از سقوط یا برخورد شهاب سنگهای آتشین و نیز اشعه های مضر و کشنده کیهانی است.
یافته های علمی اخترشناسان قرن بیستم پرده از این راز گشوده است که بقای حیات در روی زمین برای انسانها، حیوانات و گیاهان، در گرو وجود پوشش هوایی مخصوصی است که بتواند با کارکردهایی چندگانه هم جلوی برخورد شهاب سنگها و تشعشعات مرگبار خورشید را گرفته و هم ضمن عبور پرتوهای بی خطر ولی حیاتی و نیز امواج رادیویی خورشید، دمای زمین را همواره متعادل نگاه دارد.
و این بعدیست از اعجاز طبیعی قران کریم و گواه صدقی بر حقانیت این کتاب آسمانی.
نکـتـه آيه: کسيکه در جو بالا و بالاتر برود دچـار احساس سـيـنـه تـنـگـی خـفــقـان آور می شود:
آيه وضعيت کسيکه اسلام را خوش نمی دارد، وضعيت وی در بـرخورد با اسلام را به وضعيت کسی تشبيه ميکند که رفته رفته در جو بالا و بالاتر می رود و دچار سينه تنگی خفه کننده می شود.
در سوره جن آمده: و من يعرض عن ذكر ربه يسلكه عذاباصعدا (2)
و هر كه از ياد پروردگار خود روى گرداند،او را در عقوبت دشوارى درمىآورد».
در سوره مدثر نيز آمده: سارهقه صعودا (3) ،او را به سختترين عقوبتىدچار مىسازم».
از اين رو معناى«كانما يصعد في السماء»چنين مىشود:او مانند كسى است كه درلايههاى مرتفع جو،دچار تنگى نفس و سختى و دشوارى فراوان گشته است.درواقع كسى كه خدا را از ياد برده-در زندگى-مانند كسى است كه در لايههاى بالايىجو قرار دارد و دستخوش درد و رنج و سختى تنفس است.لذا از اين تعبير(اعجازگونه)به خوبى به دست مىآيد كه اگر كسى در لايههاى فوقانى جو فاقد وسيلهحفاظتى باشد،دچار چنين دشوارى و تنگى نفس مىگردد. اين جز با اكتشافاتعلمى روز قابل فهم نيست،كه در آن روزگار براى بشريت پوشيده بوده است.
« و کوهها را می بينی گمان می کنی ثابت هستند، در حاليکه مانند ابرها سپری می شوند».
مطالعات و پژوهش های دانشمندان زمین در قرن بیستم به نظریه ای با نام “زمین ساخت صفحه ای” منجر شد که نشان می دهد سطح خارجی سیاره ما بسیار پویاست و مدام در حال تغییر و تحول است و این تغییرات و تحولات، طی سالیان دراز سیمای زمین را دگرگون می کنند. نخستین کوشش ها برای اثبات این نظریه به سال ۱۹۱۵ برمی گردد. زمانی که “آلفرد وگنر”، هواشناس آلمانی در کتابش با نام “منشا قاره ها و اقیانوس ها ” بر اساس دلایلی محکم، امکان تحرک پوسته زمین و تغییر موقعیت قاره ها و اقیانوس ها را عنوان کرد. وی اعتقاد داشت در آغاز، قاره ای یکپارچه وجود داشته که بعدها شروع به تقسیم شدن کرد و سرانجام قاره های کنونی پدید آمدند. وگنر، عامل اصلی این رویداد را نیروی حاصل از چرخش زمین و نیروی جزر و مد می دانست که در طولانی مدت، موجب پاره پاره شدن قاره ها شده است. پس از او، دانشمندان دیگری نیز در این زمینه تلاش هایی انجام دادند.” آرتور هولمز” در سال ۱۹۲۸ نظریه جدیدی برای ساز و کار حرکت قاره ها ارائه کرد که توجیه منطقی تری به نظر می رسید. وی اظهار داشت که قاره ها بر اثر جریان های همرفتی موجود در زیر پوسته زمین حرکت می کنند. در دهه ۶۰ میلادی، “هری هس” زمین شناس آمریکایی از دانشگاه پرینستون که مطالعات وسیعی در مورد اقیانوس ها داشت، فرضیه گسترش بستر دریاها را مطرح کرد. هس معتقد بود بستر دریاها در امتداد شکاف هایی موسوم به پشته های میان اقیانوسی که با جریان های همرفتی زیر زمین مرتبط هستند پدید می آید. بدین صورت که با خروج مواد مذاب از درون زمین، بستر اقیانوس به طرفین رانده شده و پوسته جدیدی در محل شکاف ایجاد می شود. این فرضیه ، نقطه عطفی در تکامل علم زمین شناسی محسوب می شد.