لطفا در بخش امکانات وب در ختم1000000صلوات شریک باشید

موفق باشید
 
محمدرضا میرزایی
 

غریب و بی صدا مردن چه زیباست  

                                                     به رسم لاله ها مردن چه زیباست

به پرواز آمدن تا کهکشان ها                 

                                                     در آغوش خدا مردن چه زیباست

شعری در مورد حضرت مهدی

من بی خبر و تو با خبر از حالم

از تير گنه شكسته باشد بالم

يك لحظه نمی بری مرا از خاطر

با آن كه دلت خون شده از اعمالم

پست ثابت

قران کتابیــــــ است که هرگز کهنه نخواهد شد ....و هر اندازه از زمان نزولش میگذرد

 

بیشتـــــــر به اسرار و شگفتی های ان پی برده میشود ....

قران و دانش امروز

أَوَلَمْ یرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَیءٍ حَی أَفَلَا یؤْمِنُونَ (1)

«رتق‏»به معنای‏«بهم پیوسته‏»و«فتق‏»به معنای‏«از هم گسسته‏»است. در این آیه آمده است که‏آسمان‏ها و زمین به هم پیوسته بوده‏اند و سپس از هم گسسته شدند.

مفسران در این پیوسته بودن و گسسته شدن زمین و آسمان‏ها اختلاف نظرداشته‏اند. بیش‏تر بر این نظر بوده‏اند که مقصود از به هم پیوستگی و گسسته شدن، همان گشوده شدن درهای آسمان و ریزش باران است، ففتحنا ابواب السماء بماءمنهمر (2) ،« درهای آسمان را با آبی ریزان گشودیم‏».

و نیز شکافتن زمین و روییدن‏گیاه، چنان چه می‏فرماید: ثم شققنا الارض شقا فانبتنا فیها حبا (3) ، «زمین را شکافتیم وپس در آن، دانه رویانیدیم‏».علامه طبرسی گوید:«و این معنا از دو امام(ابو جعفرباقر و ابو عبد الله صادق علیهما السلام روایت‏شده است (4) ،در«روضه کافی‏»روایتی ضعیف‏السند از امام باقر علیه السلام است (5) و در تفسیر قمی روایتی که اتصال سندی ندارد ازامام صادق علیه السلام روایت‏شده است (6).

تفسیر دیگری در این باره شده که آسمان‏ها و زمین ابتدا به هم پیوسته بودندسپس از هم جدا گشته و به این صورت در آمده‏اند. چنان چه در سوره‏«فصلت‏»

می‏خوانیم: ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتااتینا طائعین.فقضاهن سبع سماوات (7) ، [خداوند]هنگامی که به آفرینش آسمان روی‏آورد،آسمان‏ها به صورت دودی-توده گازی-بودند.آن گاه به زمین و آسمان فرمان‏داد که به صورت جدا از هم حضور یابند-چه بخواهند و چه بخواهند-(یعنی یک‏فرمان تکوینی بود)،آن‏ها[به زبان حال]گفتند:فرمان پذیر آمدیم.سپس هفت‏آسمان را این چنین استوار ساخت‏».

مطلب مذکور در آیه فوق مبین یک حقیقت علمی است که دانش روز،کم و بیش‏به آن پی برده است و آن این است که منشا جهان مادی به صورت یک توده گازی‏بوده است.بدین ترتیب واژه‏«دخان‏»در کلمات عرب،دقیق‏ترین تعبیر از ماده‏نخستین ساختار جهان است.

مولا امیر مؤمنان-مکررا-در نهج البلاغه به همین حقیقت علمی که آیه کریمه به‏آن اشارت دارد،تصریح فرموده است.در اولین خطبه نهج البلاغه-که درباره‏آفرینش جهان است-می‏خوانیم:«ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء وسکائک الهواء...ثم فتق ما بین السماوات العلی فملاهن اطوارا من ملائکته،سپس‏خداوند فضاهای شکافته و کرانه‏های کافته و هوای به آسمان و زمین راه یافته راپدید آورد...آن گاه میان آسمان‏های زبرین را بگشود و از گونه گون فرشتگان پرنمود».در خطبه 211 می‏فرماید:«ففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها،آن‏ها را از هم‏شکافت پس از آن که به هم پیوسته بودند».

علامه مجلسی-در شرح روضه کافی-پس از نقل دو روایت‏سابق الذکرمی‏فرماید:«این دو روایت،بر خلاف آن چیزی است که از مولا امیر مؤمنان علیه السلام‏رسیده است‏» (8).در این باره تفصیلا سخن گفته‏ایم (9).

نقش باد در بارندگی

« و با بادها آب ريزانی را فرو می فرستيم».

بادها در واقع چنانکه آیه مطرح کرده از عوامل اساسی بارندگی هستند.

اصول سياست‏خارجى اسلام

همان‏گونه كه اشارت رفت، مقصود از اصول سياست‏خارجى مجموعه‏اى از آموزه‏هاى دينى است كه چارچوب كلان سياست‏خارجى دولت اسلامى را شكل مى‏دهد . اين مجموعه از نوعى خصلت ثبات و ماندگارى برخوردار است و از نظر تفسيرى بر ديگر مسائل سياست‏خارجى حكومت دارد . يكى از پژوهشگران مسلمان در تعريف اصول سياست‏خارجى مى‏گويد: مقصود از اصول ياست‏خارجى، مبادى و اساس روابط خارجى دولت اسلامى است كه منابع دينى آنها را به عنوان چارچوب و اساس تنظيم روابط خارجى مطرح مى‏كند . (3)
با عنايت‏به تعريف مزبور مى‏توان اين اصول را از مجموع آيات قرآنى ناظر به روابط خارجى به دست آورده و در محورهاى زير مطرح كرد:
1 . اصل دعوت يا جهاد;
2 . اصل ظلم ستيزى و نفى سبيل;
3 . اصل عزت اسلامى و سيادت دينى;
4 . اصل التزام و پاى‏بندى به پيمان‏هاى سياسى .
البته برخى پژوهشگران در كنار اصول مزبور عناوين ديگرى نظير «تولى و تبرى‏» ، «تاليف قلوب‏» و «امر به معروف‏» را نيز مطرح كرده‏اند، اما به نظرمى رسد اصول چهارگانه فوق اين عناوين را نيز دربرمى‏گيرد و به ذكر مستقل و مجزاى آنها نيازى نيست . درباره تاليف قلوب گفتنى است هر چند از آن در ذيل اصول سياست‏خارجى اسلام بحث كرده‏اند، اما از فلسفه تشريع اين حكم و موارد اعمال آن مى‏توان استظهار نمود كه تاليف قلوب بيشتر با ابزارهاى سياست‏خارجى همخوانى دارد تا اصول، چون تاليف قلوب با آنچه امروزه ذيل ابزارهاى اقتصادى سياست‏خارجى و كمك‏هاى بشر دوستانه مطرح مى‏گردد شباهت‏بيشترى دارد . در واقع دولت اسلامى براى جلب جوامع غيرمسلمان يا كاهش خصومت‏ها از سهم «مؤلفة القلوب‏» استفاده مى‏كند، براى مثال پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در جنگ طايف به اشراف و بزرگانى كه تازه اسلام آورده بودند يا مشركانى كه به حضرت يارى رسانيده بودند، از سهم مؤلفة القلوب بخشيد تا نظر آنان و قبايلشان را به اسلام جلب کند

 

اتمسفر زمین

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیاتِهَا مُعْرِضُونَ (انبیاء/32)

و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم، که اینان از نشانه‏های آن روی گردانند».

بر مبنای آیه یاد شده،آسمان، بر فراز زمین و حتی دیگر کرات نیز، چون سقفی مستحکم، سپری محافظ در برابر خطرات ناشی از سقوط یا برخورد شهاب سنگهای آتشین و نیز اشعه های مضر و کشنده کیهانی است.

 

یافته های علمی اخترشناسان قرن بیستم پرده از این راز گشوده است که بقای حیات در روی زمین برای انسانها، حیوانات و گیاهان، در گرو وجود پوشش هوایی مخصوصی است که بتواند با کارکردهایی چندگانه هم جلوی برخورد شهاب سنگها و تشعشعات مرگبار خورشید را گرفته و هم ضمن عبور پرتوهای بی خطر ولی حیاتی و نیز امواج رادیویی خورشید، دمای زمین را همواره متعادل نگاه دارد.

و این بعدیست از اعجاز طبیعی قران کریم و گواه صدقی بر حقانیت این کتاب آسمانی.

دچار سينه تنگی و خـفـقـان شدن با افـزايش ارتفاع

«به اين ترتيب وقـتـی خـدا بخـواهـد کسی را راه ببرد سـيـنه وی را برای اسلام باز می کند، و هر که را بخواهد بحال خود رها کند سينه وی را تنگِ خفه کننده می کند، چنانکه گوئی که دارد در جو بالا و بالاتر ميرود. به اين ترتيب خدا بر کسانيکه ايمان نمی آورند زشتی و پليدی زننده می گذارد».

نکـتـه آيه: کسيکه در جو بالا و بالاتر برود دچـار احساس سـيـنـه تـنـگـی خـفــقـان آور می شود:

آيه وضعيت کسيکه اسلام را خوش نمی دارد، وضعيت وی در بـرخورد با اسلام را به وضعيت کسی تشبيه ميکند که رفته رفته در جو بالا و بالاتر می رود و دچار سينه تنگی خفه کننده می شود.

در سوره جن آمده: و من يعرض عن ذكر ربه يسلكه عذاباصعدا (2)

و هر كه از ياد پروردگار خود روى گرداند،او را در عقوبت دشوارى درمى‏آورد».
در سوره مدثر نيز آمده: سارهقه صعودا (3) ،او را به سخت‏ترين عقوبتى‏دچار مى‏سازم‏».

از اين رو معناى‏«كانما يصعد في السماء»چنين مى‏شود:او مانند كسى است كه درلايه‏هاى مرتفع جو،دچار تنگى نفس و سختى و دشوارى فراوان گشته است.درواقع كسى كه خدا را از ياد برده-در زندگى-مانند كسى است كه در لايه‏هاى بالايى‏جو قرار دارد و دست‏خوش درد و رنج و سختى تنفس است.لذا از اين تعبير(اعجازگونه)به خوبى به دست مى‏آيد كه اگر كسى در لايه‏هاى فوقانى جو فاقد وسيله‏حفاظتى باشد،دچار چنين دشوارى و تنگى نفس مى‏گردد. اين جز با اكتشافات‏علمى روز قابل فهم نيست،كه در آن روزگار براى بشريت پوشيده بوده است.


حرکت کوه ها

« و کوهها را می بينی گمان می کنی ثابت هستند، در حاليکه مانند ابرها سپری می شوند».

مطالعات و پژوهش های دانشمندان زمین در قرن بیستم به نظریه ای با نام “زمین ساخت صفحه ای” منجر شد که نشان می دهد سطح خارجی سیاره ما بسیار پویاست و مدام در حال تغییر و تحول است و این تغییرات و تحولات، طی سالیان دراز سیمای زمین را دگرگون می کنند. نخستین کوشش ها برای اثبات این نظریه به سال ۱۹۱۵ ‏برمی گردد. زمانی که “آلفرد وگنر”، هواشناس آلمانی در کتابش با نام “منشا قاره ها و اقیانوس ها ” بر اساس دلایلی محکم، امکان تحرک پوسته زمین و تغییر موقعیت قاره ها و اقیانوس ها را عنوان کرد. وی اعتقاد داشت در آغاز، قاره ای یکپارچه وجود داشته که بعدها شروع به تقسیم شدن کرد و سرانجام قاره های کنونی پدید آمدند. وگنر، عامل اصلی این رویداد را نیروی حاصل از چرخش زمین و نیروی جزر و مد می دانست که در طولانی مدت، موجب پاره ‏پاره ‏شدن قاره ‏ها شده ‏است. پس از او، دانشمندان دیگری نیز در این زمینه تلاش هایی انجام دادند.” آرتور هولمز” در سال ۱۹۲۸ ‏نظریه جدیدی برای ساز و کار حرکت قاره ‏ها ارائه کرد که توجیه منطقی تری به نظر می رسید. وی اظهار داشت که قاره ها بر اثر جریان های همرفتی موجود در زیر پوسته زمین حرکت می کنند. در دهه ۶۰ ‏میلادی، “هری هس” زمین شناس آمریکایی از دانشگاه پرینستون که مطالعات وسیعی در مورد اقیانوس ها داشت، فرضیه گسترش بستر دریاها را مطرح کرد. هس معتقد بود بستر دریاها در امتداد شکاف هایی موسوم به پشته های میان اقیانوسی که با جریان های همرفتی زیر زمین مرتبط هستند پدید می آید. بدین صورت که با خروج مواد مذاب از درون زمین، بستر اقیانوس به طرفین رانده شده و پوسته جدیدی در محل شکاف ایجاد می شود. این فرضیه ، نقطه عطفی در تکامل علم زمین شناسی محسوب می شد. 

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ